فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
58
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
برمىخيزد ، صداى چكش نقرهسازان ، نالهء گدايان ، عرعر خران و غرش اعتراضآميز شتران كه از زيادى بار مىنالند ، صداى گفتوگوى هزاران تن و صداى پاى هزاران تن ديگر ، آهنگ مطبوع و موزونى به وجود مىآورد كه بيان آن به وسيلهء كلمات و عبارات بسيار مشكل است . شگفت آنكه اين صداهاى ضد و نقيض و اين نغمههاى مخالف ، كه در بازار شنيده مىشود ، مانند صداى ماشينها گوشخراش و نامطبوع نيست ، بلكه صداى گوشخراش بوق اتومبيلها ، غرش موتور هواپيماها و صداى استارت موتورسيكلت و صداى اصطكاك قطعات ماشينآلات است كه غوغا و آشوبى به پا مىكند و اعصاب را تكان مىدهد و مرتعش مىسازد . در بازارهاى شيراز صدايى شنيده مىشود كه بسيار عجيب است . اين صدايى است كه از كوبيدن ادويه ( زردچوبه ) ايجاد مىگردد . زردچوبهكوب در حالى كه تا كمر برهنه است يك دسته هاون بزرگ فولادى را در دست گرفته آن را در هوا بلند مىكند و بر هاونى مملو از ادويه خوشبو فرود مىآورد و آنها را به صورت آرد نرمى در مىآورد . صدايى كه از اصطكاك دسته هاون فولادى با هاونى كه از سنگ مرمر ساخته شده و محتويات آن برمىخيزد با صداى دمزدن و نفسهاى بريده كه ناشى از فشار اين كار خستهكننده است توأم با سرود يكنواختى كه شاگردها همراه آن مىافزايند و به عبارت ديگر دمگرفتن آنها ، آهنگ خارقالعادهاى به وجود مىآورد . صداى منظم و يكنواخت دسته هاون مانند چكشهايى است كه پهلوانى از روى يأس و نااميدى بر در برنجى و سخت و تسليمناپذير زندانى فرود بياورد . اين يك صداى فراموش نشدنى است كه شيون غمانگيز راهبهها را در كتاب معجزه « 1 » اثر رينهارت « 2 » هنگامى كه به از دست رفتن مريم دوشيزه ( حضرت مريم ) وقوف يافتند يا صداى گوشخراش بوق را در نمايشنامهء كاپك « 3 » به نام آر . يو . آر « 4 » هنگامى كه اعتصاب كارگران را به جهانيان اعلام كرد ، به خاطر انسان مىآورد . قسمت جالب و شعفانگيز زندگانى بازار نمايش سرگرمكننده كسب و كار و صنعت
--> ( 1 ) . Miracle نمايشنامهاى كه توسط رينهارت نمايشنامهنويس اتريشى نوشته شده . - م . ( 2 ) . Reinhardt نمايشنامهنويس اتريشى ( 1873 - 1963 م ) . - م . ( 3 ) . Capek نمايشنامهنويس و داستاننويس چك ( 1890 - 1938 م ) . - م . ( 4 ) . R . U . R . نمايشنامهاى از كاپك كه ضمن آن نويسنده از تمدن جديد و استفاده از انسانهاى مكانيكى يا كارگران انتقاد مىكند . - م .